audio audio | sentence string |
|---|---|
او مثل آقا رفتار کرد. | |
زیبایی او را نمیتوانم وصف کنم. | |
بدون قید و شرط | |
این وظیفهی تو است، سعی نکن آن را به من محول کنی! | |
به زودی فیلم شروع خواهد شد. | |
خانهٔ من جنب مهمانخانه واقع است. | |
چارپایان باربر | |
قابل رویت از یک فرسنگی | |
مجازات بدنی | |
آغاز کردن اسامی خاص با حروف بزرگ | |
برای گردگیری زیر کتاب آن را بلند کردن | |
این پرندگان در زمستان به جنوب کوچ میکنند. | |
آنان از هر گونه تغییر هراس دارند. | |
لوح سنگ | |
این صندلی از نه قطعه ساخته شده است. | |
این برای من شغل دلخواهی نیست. | |
زنش فاسق گرفت. | |
مرکب نویس | |
متفرعات | |
بحثی را دوباره آغاز کردن | |
شعلهها فروکش کردند. | |
چندین اتوبوس اینجا توقف میکنند. | |
میشه تو حرف همدیگه نپریم؟ | |
بهشت روی زمین | |
آیا او مرد این کار هست؟ | |
متضمن | |
چون متن سخنرانی خود را گم کرده بود مجبور شد فیالبداهه صحبت کند. | |
مرض ساری | |
رفتار وحشیانه نسبت به زندانیان | |
باد موافق | |
او دربارهی وزن زیادش بسیار زود رنج است. | |
آزادی بهمعنی واقعی آن غیر ممکن است. | |
اسیدها آهن را میخورند. | |
پنج بوشل گندم | |
با درستکاری رفتار کردن | |
آتش دست بچه را سوزاند. | |
به کسی یک فرصت تازه دادن | |
خون به آهستگی از زخمهایش جاری بود. | |
کسی در دعوی محکوم شدن | |
ساختمان آپارتمان ترک خوردهای را کلنگی اعلام کردن | |
جذبهی رهبر | |
مذاق | |
تاخیرهای متوالی | |
این موتور دستگاه نیرو رسانی مجزایی دارد. | |
او با یکدندگی همهی پیشنهادهای ما را رد کرد. | |
زیاگان امریکای شمالی | |
بستن قرار داد صلح | |
ساختمان مدرسه | |
پس از زمین لرزه دو روزه راه را باز کردند. | |
او پیشداوریهای خود را در همهی نوشتههایش وارد میکند. | |
شعری که از حد معمول بهتر است | |
چشم خود را از منظره زشتی برتافتن | |
تخمین ارزش یک انسان آسان نیست. | |
او ادعای میهن پرستی کرد. | |
اکرم رشوه میگیرد. | |
آنها لایحه را به اتفاق آرا رد کردند. | |
بعدها خانهی بزرگتری خرید. | |
او در دو انتخابات مبارزه کرد. | |
شبان با چوبدستی سنگین خود، گرگها را زد. | |
شورش علنی سربازان بر علیه فرمانده سختگیر | |
او رفت که مرغ و خروسها را غذا بدهد. | |
آرمان یک همزیگان جهانی | |
آب و هوای شمالی | |
تایرهایی که به حد کافی باد شدهاند | |
خروسهای بزرگتر ظالمانه جوجه را نوک زدند. | |
آنها بازو در بازو مشغول قدم زدن بودند. | |
شعر و شاعری دوران بدی را طی میکند. | |
اتحاد نهادی این دو فرقهی مذهبی | |
مرحمة ً | |
اسب نسبت به نوازش صاحبش واکنش نشان داد. | |
برخی از اشتباهات کتاب او را درآوردم. | |
از حالت قیافهاش میتوانستم به افکارش پی ببرم. | |
رو به رو شدن با معلم بدخلق من کار بسیار شاقی بود. | |
پخت اول نان شیرینی | |
حملهی صرعی | |
به او صد ضربه شلاق زدند. | |
او با دورویی حرف میزند. | |
بنشت گزینش | |
زود بیا اینجا! | |
آنها ساعتی مزد میگیرند. | |
رو انداز و تو انداز کابینت | |
این دفعه بهانهات چیست؟ | |
خز سفید خرس قطبی نوعی سازش با محیط است. | |
به واسطهی تراکم وسایط نقلیه یک ساعت دیر رسیدیم. | |
اتاق ناهارخوری دنج | |
اوقات دلپذیری داشتیم! | |
ارزش دلاری یک جنس | |
این تایرها خیلی بیش از این کار خواهند کرد. | |
به کار گماری استادان جوانتر | |
جواب متکبرانه | |
کمد لباس | |
ششماهه آبستن است. | |
ریشه های خاکی | |
اقامت چند ماهه در انگلیس | |
او از همهی پولی که دیگران برده بودند بیشتر برد. | |
چسبندگی رنگ | |
آیین نیایش مریم باکره در قرون وسطی | |
برخی دانشگاههای نوبنیادتر | |
ستارگان بیشمار در آسمان میدرخشند. | |
او فکرش برای گمانه کردن خوب کار میکند. |
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.